پر از مطلب بدون عکس
امیررضا جون ماشالله کلی کار جدید باد گرفتی میدوی و بعد شروع میکنی به چرخیدن دور خودت ..اینقد این کارو ادامه میدی که میوفتی.در تاریخ یک شهریور استارت این کارو زدی. کار دیگت که خاله فاطمه بهت یاد داده چشمک زدنه.البته یک چشمتو نمیبندی و دوتا رو میبندی.عزیییزم. دیگه این که کار دیگت اینه که تموم بدنتو منقبض میکنی.خیلی جالبه من ک وقتی میبینم تموم بدنتو سفت میکنی برات غش و ضعف میکنم. قبلا اعضای بدنتو میگفتی حالا یک عضو بدنتو جدید یاد گرفتی و تشون نیدی.اونم می می هاته.وقتی میگم می می هات کو.با انگشتت می می تو میگیری و میکشی. در تاریخ 8شهریور ما حرکت کردیم ب سمت مشهد و کلی خوش گذروندی.حرم رفتیم و تو حرم کلی همه رو محو خودت کردی.مثلا او...
نویسنده :
مامان عاطفه ی عاشق
23:34



